حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
560
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
شما را متواليا صادر كردم . جواب حضرت و الا وزير جنگ « 40 » هم به خاكپاى مبارك رسيد كه ، همين چند روز ، سالار معظم « 41 » را روانه خواهم كرد . انشاء الله اميدوارم اين مراسله ، آخرين مكتوبى باشد كه من مىنويسم . به هر وسيله باشد ، جانب را از ابتلاى تهران بايد خلاص كرد . اگرچه در خاك پاك ايران براى هيچ كس در هيچ جا امنيت و فراغت نيست ، ولى بايد ملاحظهء نسبت كار را كرد . كارهاى اينجا چندان عيب ندارد . در اين پنج روزى كه من مبتلاى درد كليه بودم ، باز بواسطهء اضطرار ، خودم رسيدگى به كارها مىكردم . تا امروز هرطور بود ادرارگير نكرده است ، گذشته است . حقيقت ، والاحضرت اقدس روحى فداه هم كمال مرحمت و مساعدت را فرموده و مىفرمايد . فردا كه جمعه بيستم است مىروند به تبريز ، تا پنجشنبه خيال توقف دارند ، شب جمعه خيال دارند از آنجا تشريف بياورند قزلجه ميدان « 42 » ، من هم از شهر بروم ، دو شب در آنجا بمانم ، صبح شنبه مراجعت شود . ولى من جمعه مىروم كه يك شب بيشتر نمانم . اول ، خيال امام جمعه اين بود كه اين مهمانى را مصادف با ورود شما بكند ، من صلاح ندانستم كه در بودن حاجب الدوله و حضرات « 43 » ، اسباب مظنون خواهد شد كه وليعهد را به استقبال شما آوردهايم . نرخ شهر هنوز تنزل صحيح نكرده ؛ گندم ميان 18 و 20 است ، به تفاوت جنس ، و جو در 12 الى 14 . از غلهء ديوان هم الى حال چيزى نياوردهاند ، به همين جهت صد خروار رسيده است . سيورسات حضرات را به نرخ روز ، نقدى مىدهم ؛ كمر ما را شكسته است ؛ هرچه از هرجا پيدا مىشود ، به اين مصرف مىرسد . نمىدانم اين دو ماه بر ما چه خواهد گذشت . به قول مشير الملك ، خدا آسان كند دشوار ما را . مسلم بدان بعد از مراجعت ، طلب ما را هم نخواهند داد .
--> ( 40 ) - كامران ميرزا . ( 41 ) - رضا قلى خان در اين زمان لقب مجير السلطنه سالار معظم را داشت . ( 42 ) - قزلجه ميدان نام دهى از دهستان مهرانرود بخش بستانآباد شهرستان تبريز . ( 43 ) - مقصود ملتزمين مظفر الدين شاه است كه در تبريز باقى مانده بودند .